گلگشت

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت/کنار آب رکناباد و گلگشت مصلی را

گلگشت

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت/کنار آب رکناباد و گلگشت مصلی را

گلگشت

instagram:mahdikave
telegram:@golgasht1

آخرین نظرات
  • ۱۸ مرداد ۹۴، ۰۰:۰۱ - کـــــــــوثـــــــــــر
    تو ایران *
  • ۲۸ شهریور ۹۳، ۱۰:۴۲ - شکر ستان
    :)
پیوندها

ملامت از دل سعدی فرونشوید عشق

شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۰۳ ق.ظ

بسم الله

چند روز پیش متنی مختصر (به حسب جنس این شبکه) در اینستاگرام منتشر کردم و از دوستانم خواستم تا موافقت و یا نقد خودشون رو نسبت به نظر اینجانب بیان کنند.

در همین جا از تمام دوستانی که موافقت یا نقد خودشون رو اعلام کردند صمیمانه تشکر می کنم ، حتی از کسانی که نظری ندادند ولی پست و کامنت ها را مطالعه کردند هم صمیمانه تشکر میکنم.

دوستانی که صمیمانه ، برادرانه و خواهرانه در ضمن پست ، دایرکت و یا در تلگرام نقدهایی رو به نوشته این کمترین وارد کردند، جانانه به جان خریدم و بی غرض نیوش جان کردم ؛ و امروز چقدر از این همفکری و دیالوگ های بی پایان خوشحالم ...

از این قسم دیالوگ های مولد که مستدل و فارغ از فوروارد ها و ری سند های تلگرامی و اینستاگرامی هست ، به رسم این سال ها در دانشگاه ، خوابگاه دانشجویی ، محیط های کاری و خانوادگی و ... بشدت استقبال می کنم. کمترین نتیجه این گفتگو ها ، رفع سوء تفاهم ها و ظهور تفاوت هاست؛ که خود نقطه ی شروعی پر برکت است.

نظرات اغلب در اینستاگرام و فضای تلگرام بود، لذا دیالوگ ها در همین فضاها شکل گرفت. اما در پی نظر  برادر بزرگوارم ، جناب نوریان ، که در فضای بلاگ ایشان اتفاق افتاد ، تصمیم به ادامه این دیالوگ گرفتم. مخاطب نوشته هایی که در ادامه می آید، جناب نوریان نیستند ، چرا که دیالوگ ، بین ما به تفصیل اتفاق افتاده ؛ مخاطب این نوشته ها دوستانی هستند که مخاطب رسانه ایشان هستند .

 

اصل پست اینستاگرام بنده را می توانید در این لینک مشاهده کنید.

نقد جناب نوریان را هم می توانید در بلاگ ایشان به این آدرس مشاهد کنید.



1-    در این مهم که کرامت انسان ها تا حد زیادی وابسته به وضعیت اقتصادی است کاملا هم نظریم ؛

اما ذکر کردند که دولت مستقر به شهادت خود مردم در عرصه ثبات اقتصادی از همه عرصه‌های دیگر فعالیت خود ناموفق‌تر بوده است.”

خوب اینکه از طرف مردم نظر خودشان را اعلام کردند ، شهامتی است که من ندارم و این قسم نقل قول ها را به روز بعد از انتخابات موکول می کنم . نکته ی دیگر اینکه بدون تعارف در بهترین حالت تعریف ایشان از ثبات اقتصادی چیزی غیر از آن است که باید باشد. برای روشن شدن تعریف ثبات اقتصادی و عملکرد دولت یازدهم از نشریه رسمی اتاق بازرگانی استان اصفهان (شماره 67، موضوع این شماره ثبات اقتصادی و نقش آن در بهبود فضای کسب و کار است ) مطلبی را ذکر می کنم :

 دکتر سید رسول رنجبران ، عضو هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی اصفهان و ایران می نویسد:

بیش از هفت ماه از عمر دولت یازدهم می گذرد که بعضی از نشانه ها و رویدادهای این مدت قابل ملاحظه و تحلیل هستند. یکی از مهمترین دست آوردهای این مدت ایجاد ثبات نسبی در اقتصاد کشور بوده است. رفع و تااندازه زیاد حذف نوسانات در بازارهای ارز، طلا، زمین و مسکن نشانه های خوبیبرای ثبات اقتصادی بوده اند. تجربه سی و پنج سال انقلاب اسلامی ایران نشان می دهد که عوامل زیر بیشترین اثرات رادر ناپایداری اقتصاد کشور داشته اند: ...

( ادامه این گفتار و اطلاعات بیشتر را می توانید در اصل این نشریه مطالعه کنید.)

 

در ادامه ذکر کردند که "طرح‌هایی که برای افزایش رایانه دهک‌های پایین هم تعریف شده است اساسا برای امکان زندگی آن‌هایی‌ست که در فقر مطلق به سر می‌برند که احتمال می‌دهم شما و بنده خیلی درک‌شان نکنیم و از روی شکم‌ نسبتا سیر آرای انتخاباتی بدهیم."

این طرح هایی که فرمودند تعریف شده، از سوی کاندیدا های خاصی مطرح شده که اشاره ای به دهک های پایین نکردند و برای تمام دهک ها افزایش یارانه را در نظر گرفته اند .( بیشتر) اما این افزایش یارانه تمام دهک ها در صورت تحقق چه تاثیری در اقتصاد کشور خواهد گذاشت ؟

مطلبی در این مورد را در این سایت می توانید مطالعه کنید ، هر چند که این روندی که در این مطلب ذکر شده خیلی منطقی است که اگر کمی منصف باشیم به راحتی به آن می رسیم. بطور خلاصه :

 "شایان ذکر است در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس برآورد شده است در شرایط فعلی اقتصاد ایران، هر پنجاه هزار میلیارد تومان پول‌پاشی در بودجه دولت (معادل کمی بیش از ۵۰ هزار تومان برای هر ایرانی)، در سال اول، حداقل اثر تورمی معادل افزایش ۶/۴ درصد داشته باشد و پیش‌بینی تورم فعلی را از ۱۱/۲ درصد کنونی در سال جاری به ۱۷/۶ درصد در پایان سال برساند. علاوه‌بر این همان‌گونه که توضیح داده شد وضعیت نظام بانکی کشور به‌گونه‌ای است که هرگونه اقدام غیرمدبرانه اثرگذار بر حجم پول و نرخ سود بانکی می‌تواند آسیب‌های جدی و بعضاً‌ جبران‌ناپذیری از قبیل تورم‌های افسار گسیخته در پی داشته باشد."


2-    در نقد دلیل شماره دو بنده ، در جایی با ذکر این جملات تسخیر لانه جاسوسی و حمله به سفارت عربستان را در یک ردیف قرار داده اند.

"روحیه انقلابی هم اگر منظور یک درون ناآرام و مشوش باشد قطعا این جا کار نمی‌کند و نهایت حرکات شتاب‌زده بزرگان اصلاح‌طلب در تسخیر لانه جاسوسی یا جوان‌های تندرو در حمله به سفارت آل‌سعود خبیث را نتیجه خواهد داد."

کمی دور از انصاف است که  انقلاب دوم و حرکت کاملا متهورانه یک عده تندرو در حمله به سفارت عربستان را هم تراز بدانند. اگر هم نیت شان این نباشد و هردو حرکت را متهوانه و نادرست بدانند که عذر بد تر از گناه.

در جایی در ادامه فرمودند که " ما باور داریم باید دولتی سر کار بیاید که به بهانه‌های واهی جهان، یک‌شبه و در تعجیلی بی‌سابقه، میراث کشور و نتیجه باور جوان‌های این سرزمین را به باد ندهد."

 این مهم را به جد قبول دارم ، اما در مصادیق با هم توافق نداریم ، با توجه به دیالوگ هایی که تا بحال داشتیم و با توجه به ادامه ی نقد ، منظور ایشان از این مطلب ، احتمالا توافق  برجام است. توافقی که با نظر همه ی ارکان نظام تایید و به نتیجه رسید. این شهامت ایشان قابل توجه است که در ادامه این تصمیم ملی را به "تعجیل قاجارانه در بذل و بخشش میراث کشور و پز انقلابی آمدن در نزد ملت" تعبیر کردند.چقدر خوب بود  زمانی که دولت قبل با تعجیل قاجارانه سرمایه های ملی را به نفرات محدودی بذل و بخشش کردند و ب . ز. ها را آفریدند همین قدر حساسیت داشتیم.

3-    خوب در نقد دلیل شماره 3 بنده، تقریبا صحبتی نکردند و به وجوه دیگر مسئله دانشگاه پرداخته اند. با اینکه این نقد را به سلیقه خودشان و فارغ از متن بنده مرقوم فرمودن اما می توان به بعضی از قسمت های آن نقدهایی را وارد کرد.

در جای ذکر کرده اند که " از میراث اساتید ناپخته و فاسدی رنج می‌بریم که در فاصله سال‌های ۸۰ تا ۸۴ به صورت کاملا حزبی و جناحی و در عین بی‌کفایتی علمی و پژوهشی کرسی‌های محدود دانش‌گاهی آن زمان را قبضه کردند. خودتان مرور کنید تا ببینید تجربه بد دانش‌گاهی‌تان چه قدر به همین اساتید نا‌به‌حق مربوط است." 

تجربه ی دانشگاهی این حقیر بشدت این موضوع را تصدیق می کند که کیفیت آموزشی در دانشگاه ها آن چیزی که باید و شاید نیست. اما این تحلیل که این کیفیت بد آموزشی حاصل دولت دوم حجه الاسلام خاتمی است را بسیار ناشیانه می دانم چرا که در این نظام آموزشی که هر روز دستخوش  ده ها تغییر می شود یک دوره 4 ساله و چند استاد بی کفایت (البته به استناد تجربه های شخصی ایشان که بنده ابدا قبول ندارم) اصلا تعیین کننده نیستند. این اوضاع نا بسامان آموزشی حاصل بیشتر از 4 سال و 8 سال و ... است.

در این اوضاع چه اتفاقی می تواند باعث بهبود این سیستم کهنه باشد؟ آیا نه اینکه شفافیت و آزادی در محیط دانشگاه می تواند این کیفیت را تضمین کند. یادم می آید که خاطره ای را خود جناب نوریان تعریف کردند که چطور با شجاعت تمام به استاد بی کفایتی اعتراض کردند و در نهایت استاد درس عوض شد. حالا فرض کنید این شهامت را از دانشجو بگیرند ، او را مطیع و سازشگر با محیط بار بیاورند... نتیجه همین سیستمی است که امروزه نه در سطح دانشگاه که حتی در قد و قواره ی یک آموزشگاه خوب هم شاید  کارایی نداشته باشد. انشاالله با ادامه روندی که این دولت (یازدهم) در پیش گرفته است حالا با هر کاندید منتخبی- شاهد بهبود روز به روز اوضاع باشیم.

در جایی فرمودند " بحران دانش‌گاه در قالب بزرگ‌تری از فساد و بی‌قدری، در دانش‌گاه آزادی تجلی می‌کند که همین اندیشه دولت مستقر شکلش داده است"

خوب باز هم نمیتوانم این تعبیر از "فساد و بی قدری" در دانشگاه های آزاد را به دلیل هزار دستاورد مثبت این سیستم قبول کنم؛ هر چند که تا حدی می پذیرم که آنطور که باید بازدهی ندارد. از طرفی فرمودند که دانشگاه آزاد را اندیشه های دولت مستقر شکل داده است . آیا ایشان و هم تیرگی هاشان برای انفجار جمعیت دانشگاهی دهه هشتاد راهبرد بهتری داشته یا دارند؟

این که از دانشگاه و دانشجو فقط همتیرگی های دانشگاه دولتی درس خوانده مان را جزو کسانی به حساب بیاوریم که حق تحصیل دانشگاهی دارند و باقی را به اجبار محروم از تحصیل بپنداریم ، اصلا نگاه درستی به این موضوع نیست.

از طرفی کافی است به اندیشه های دولتی برگردیم که به تعبیر ایشان عملکردش رشک برانگیز است ، تفکیک جنسیتی ، سهمیه بی حد و حصر فرزندان اعضای هیئت علمی که مصداق بارز بی عدالتی آموزشی است ، افزایش بدون حساب و کتاب دانشگاه ها و کاهش بشدت کیفیت آموزشی ، اعطای بورس های آموزشی به افرادی که استخقاق آن را ندارند و ... آنوقت شاید کمی منصفانه تر بتوانیم درباره ی سیستم آموزشی نظر و یا نقدی بنویسیم.

4-    در نقد دلیل شماره 4 این حقیر فرمودند :" دولت مستقر علاوه بر مخالفان خود، تقریبا توده مردم، مستضعفین، خارج از مرکزها و تقریبا بیش‌تر بدنه همین مردم را فاقد درک تصور کرده است."

باز هم در این مورد از طرف همه ی مردم نقل قول کرده اند ، علی الخصوص مستضعفین و عزیزانی که خارج از مرکز هستند. بنده به عنوان کسی که نه تنها مرفه نیست بلکه دو سال و نیم هست که عمده زندگی ام در خارج از پایتخت است این حرفشان را درک نمیکنم . خدایی ناکرده تخریب دولت ما را مجبور به نقل قول هایی نکند که نه تجربه و نه علم کافی برای انتشار ان ها را نداریم.

در جایی دیگر ذکر کرده اند که " وقتی مصداق کرامت را در انتخاب فعالیت مردم در شبکه‌های اجتماعی بدانی یعنی دقیقا از مردم خاص حرف می‌زنی"

خیر ، مشت نمونه خروار ، وقتی دولتی توان چهار تا نقد و تفسیر عملکردش را در شبکه های اجتماعی نداشته باشد ، شما تا آخر قصه را بخوانید . فکر نمیکردم برای این موضوع توضیح بیشتری لازم باشد.

5-    در ضمن شماره 5 ذکر کرده اند که " دولتی نمی‌خواهیم که روزنامه‌های مخالف‌ش با وجود یک دهم بودن -از منظر کمی- روی گیشه، باز هم مورد شکایات و گیروبند مکرر باشند."

شکایت حق قانونی هر شخص حقیقی و یا حقوقی است و در این مورد اگر کسی یا نهادی حقش را در حال تضییع ببیند و شکایت نکند دو معنی دارد ، یا قوه ی ناظره را به رسمیت نمیشناسد و یا از راه دیگری عامل را حذف میکند. خدا رو شکر این دولت هم قوه ی ناظره را به رسمیت میشناسد و هم غیر از شکایت قدرت قهریه ای هم  ندارد.

از گیر و ببند گفتند ، برای نمونه در این دولت فقط دو روزنامه توقیف شده اند و در دولتی که ایشان عملکردش را رشک برنگیز تعبیر کردند  46 نشریه؛  و کاش آن روز ها هم همین دغدغه را داشتند، همان روز ها که احزاب فله ای تعطیل می شدند.

در ادامه ذکر کرده اند که " ما دولتی نمی‌خواهیم که فقط شعار اهل سنت و شیعه بدهد در حالی که خون‌ش را سپاه پاسداران برای حفظ حرمت همین برادران اهل سنت و شیعه ما در مرزها نثار کند. کول‌بران را به مرگ حواله کند و کانتینر کانتینر بدون حواله رد کند..."

اساسا اینکه قوای لشکری و قوای کشوری را انقدر جدای از هم می بینند جای تعجب دارد. ایشان نیروهای خدوم انقلاب را مقابل هم تصویر می کنند نه کنار و مکمل هم ، چیزی که بنده ی حقیر اصلا و ابدا قبول ندارم .

برای اطلاع از آمار قاچاق و جزییات ترانزیت کالا هم کافیست سرچ کوچکی در باره ی عملکرد گمرک ایران در این 4 ساله در نت داشته باشید .  فقط همین را ذکر کنم که وضعیت جلوگیر از قاچاق کالا و تسهیل ترانزیت در این 4 ساله دچار تحول عظیمی شده که انشاالله روز به روز  بیشتر تاثیرش معلوم می شود.


6-     در این مورد مرقوم کردند که " موضوع ما اساسا سیاست و بازی سیاسی و کابینه متشکل سیاسی از همه احزاب نیست؛ موضوع درد اعم مردم است."

 خوب پس به نظر ایشان احتمالا فقط کسانی شایستگی ایفای نقش در اداره کشور را دارند که اصلا سابقه سیاسی نداشته باشند! با این نوع تفکر احتمالا همان اتفاقی می افتد که در دولت قبل افتاد ،  حسن سابقه در صحنه اجرایی کشور جز اولویت های آخر انتخاب کابینه خواهد شد.

حرف بنده هم تقسیم بندی کشور و داد و ستد سیاسی بین احزاب نبود ، منظور دوری از نگاه دگمی است که  فقط همفکران خود را شایسته مدیریت می دانست . این ترکیب متنوع در کابینه در دولت یازدهم مصداقی از شایسته سالاری است. کافی است این وضعیت را با دولت قبل که عملکردش را رشک برانگیز تعبیر کردند مقایسه کنید. استفاده از غیر همفکران پیش کش! مدیران شایسته و غیر همفکران را از کار بیکار کردند. از آقای ظریف در امور خارجه بگیرید تا وزیر امور خارجه ای که در کشور خارجی در حین مذاکره برکنار شد!

 

7-    در این مورد مرقوم کردند که : " این که تجربه شیخ حسن روحانی تا کنون عدم اقبال مردمی نداشته است به این دلیل است که اندیشه پشت سر دولت وقت تنها یک بار با این مهره وارد بازی شده است البته که همین اندیشه و بدنه‌ی مدیریتی بارها با پوشش هاشمی رفسنجانی و جریان وابسته به عرصه‌های مختلف انتخابات سال‌های اخیر آمد و هر بار هم ردمقبولیت مردمی شد."

خوب بنده اصلا این نگاه را ندارم  که مردم توانایی فهم اندیشه ها در قامت انسان های گوناگون را ندارند و معتقدم مردم بخوبی فرق و شباهت میان اندیشه ها را می فهمند. در ادامه فرمودند که اندیشه های وابسته به آیت الله هاشمی از طرف مردم رد صلاحیت شدند. به یک یادآوری اکتفا می کنم . انتخابات خبرگان اخیر که نه اندیشه های وابسته به آیت الله ، بلکه خودشان در انتخابات شرکت کردند و رتبه ی اول را در آرا کسب کردند، انتخابات مجلس 94 و ریاست جمهوری 92 نیز تا حد بسیار زیادی مصداق نقض این نظر ایشان است.

8-    در این مورد باز هم مطلبی خلاف واقع مرقوم کردند : " کابینه این دولت که واقعا سابقه مشخص و منوری دارند. اکثرا تاجر یا برخوردار از موقعیت‌های خوب اقتصادی -علی‌برکت‌الله به توفیق انقلاب اسلامی- هستند و صدالبته خیلی هم اهل علم نیستند که بخواهند مدرک جعلی داشته باشند؛‌ یعنی بچه‌های کف بازار هستند نه دانش‌گاهی‌ها و علاقه‌مندان دانش."

در توضیح این مورد فقط اینکه احتمالا ایشان دانشگاه های معتبر ایالات متحده و دانشگاه های دولتی معتبر ایران را فاقد اعتبار می دانند . برای اطلاعات بیشتر می توانید خیلی ساده در گوگل سرچ کنید: سوابق علمی کابینه دولت یازدهم ؛ کار سختی هم نیست.

در ادامه در مورد ادعای سرقت علمی درپایان نامه دکتری رئیس جمهور مطلبی رو ذکر کردند، بنده به جان خریدم و در فضای اینترنت دنبال مدارک مستدل گشتم ، متاسفانه مدرک مستدلی پیدا نکردم. ادعاهایی هم که مطرح شده بود از طرف سایت هایی بود که مشابهت هفتاد درصدی رساله را گواهی میداد که شما خوب میدانید که این سطح از مشابهت هر چند کیفیت دانشنامه را کم می کند اما هنوز سرقت علمی محسوب نمی شود.

9-    در این مورد مرقوم کردند که :" روحانی تقریبا هیچ‌کدام از وعده‌های اقتصادی‌ش را در نظر مردم - همان‌ها که تو معیار رد و قبول صلاحیت و من معیار رد و قبول مقبولیت خواندم‌شان- به انجام نرساند." در اینجا باز هم از طرف مردم نقل قول کردند، من شهامت این کار را ندارم و این قسم نقل قول ها را به فردای انتخابات موکول می کنم . بله ، بعضا وعده های اقتصادی دولت محقق نشد ، اما این کمی بی انصافی است اگر بگوییم هیچ یک محقق .

از ایرنا نقل قول می کنم : دولت یازدهم در سال 92 کار خود را در شرایطی آغاز کرد که کشور دارای تورم 45 درصدی و رشد اقتصادی منفی 6.8 درصد بود، البته در کنار این وضعیت میزان فروش و صادرات نفت کشور نیز به حدود یک میلیون بشکه کاهش یافته و نزدیک به 3 هزار طرح عمرانی نیمه تمام از گذشته به دولت یازدهم به ارث رسیده بود که طبق گفته 'محمد باقر نوبخت' سخنگوی دولت، از این تعداد 50 پروژه در ردیف طرح های بزرگ عمرانی قرار دارند که تنها برای اتمام آن ها، بیش از 110 هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز است.

اما این روند با اقدامات دولت تدبیر و امید تغییر کرد به گونه ای که جایگاه کشور در اوپک تثبیت شده، فروش و صادرات نفت به مرز 2.5 میلیون بشکه رسیده، تورم تک رقمی و رشد اقتصادی در هشت ماهه اول سال جاری به 7.4درصد رسیده است.

اگر چه دولت یازدهم نقشی در کلنگ زنی این حجم از پروژه ها در 8 سال دولت نهم و دهم نداشت اما رهاسازی این طرح های عمرانی را هدر رفت سرمایه ملی می دانست و با اولویت بندی پروژه ها، اعتبارات عمرانی به آنها اختصاص داد.

شناسایی پروژه های بالای 70 درصد پیشرفت فیزیکی، جلوگیری از کلنگ زنی های جدید و تخصیص 47 هزار میلیارد تومان برای اتمام پروژه های شناسایی شده از اقدامات اولیه دولت بود .

در کنار این حجم از پروژه های نیمه تمام، بدهی پیمانکاران بخش خصوصی نیز از دیگر مشکلات به ارث رسیده از دولت گذشته به حساب می آمد و رقم این بدهی حدود 12 هزار میلیارد عنوان شده بود که دولت خود را متعهد به پرداخت کرد .

یکی از دستاوردهای مهم اقتصادی دولت یازدهم را می توان خودکفایی مجدد در تولید گندم و افزایش حجم تولید مواد غذایی برشمرد بطوری که در سال 92 کشور خرید تضمینی گندم حدود 4 میلیون تن بود اما امروز شاهد تولید بیش از 11 میلیون تن گندم هستیم .

10- به مورد دهم بنده هم توجهی نکردند و ذکر کردند که این مورد رو من بعدا اضافه کردم ، که اینطور نیست ، هر 10 مورد با هم منتشر شدند. علی ای حال خوشحال میشم نظرشان را درباره ی مورد دهم هم بدانم.

اما در مورد دهم ایشان ، بله ، بنده هم  موافقم که قدرت امروز ایران در منطقه سکانداری قدرتمند می خواهد ، اما قدرت را در انقلابی گری و انقلابی بودن را شجاعت همراه با تدبیر میدانم ، نه هیجانات متهورانه .

پ.ن1: در پی نوشت ضمن رشک برانگیز بودن عملکرد دولت های آقای احمدی نژاد گفتند که مقایسه این دولت با دولت قبل کار درستی نیست.این را به دو دلیل نمی پذیرم ، یک اینکه نقطه ی شروع دولت فعلی نقطه ی پایان دولت قبلی بوده و اگر بخواهیم عملکرد این دولت را بررسی کنیم ناچارا باید با چیزی مقایسه کنیم که تحویل گرفته است، حالا اینکه یادآوری عملکرد دولت قبلی به مذاق دوستانی که به ایشان رای دادند خوش نمی آید بحث دیگری است. دوم اینکه اگر به رقبای شیخ حسن روحانی در این انتخابات دقت کنید می بینید که مشاوران عزیزان همان کابینه دولت قبل است ، تفکرات و اندیشه های ایشان هم همینطور، بحث هم بحث شخص نیست ، بحث نوع نگاه به ملت و اداره ی کشور است.

پ.ن2: در انتها  از همه دوستانی که برای مطالعه این دیالوگ زمان صرف کردند تشکر میکنم ، و بیشتر از همه از جناب نوریان که همواره حق برادری را برای این حقیر ادا کردند.

  • محمدمهدی کاوه جبلی

نظرات (۱)

سلام
چون گفتی بنویسید، کمی مینویسیم(به امید انکه چشمی بینا و عقلی سلیم باشد)


به شخصه تا قبل از سخنان پارسال رهبر، قایل به منافق بودن ۲ گروه اصلاحات خاتمی و جریان لیبرالی هاشمی ( روحانی) از اول انقلاب تا کنون بودم.
جریان اصلاحات ، جریان تندرویی که در اول انقلاب بعد از تصویب قانون اساسی، حقوقی که در ان زمان برای رهبر در قانون دیده شده بود را کم میدانست. خاتمی در مجلس شورای اسلامی ،دولت بازرگان را برای مذاکره با امریکا ، حتی حرف زدن خالی، به انتقاد شدید گرفت.
و اما جریان لیبرال در ان زمان بعضا با این مواضع مشکل داشت ولاریجانی در حرف هایش ، انها را هزینه تراشی اضافه برای انقلاب میدانست.
کم کم در دولت سازندگی، جریان اصلاحات تغییر ۱۸۰ درجه کرد. حال انکه این تغییر در مسایل اقتصادی کاملا هم موضع با جریان لیبرال شد. اما در مسایل فرهنگی هنوز جریان لیبرال مواضع اصولی تری داشت. و حتی به مقابله کامل با اصلاحات غربی دولت اصلاحات داشت.
در دوره پرافتخار اصلاحات، سخیف ترین وقایع تاریخ ایران از لحاظ امنیتی رخ داد. وزیر دولت ( مهاجرانی) به همراه ۳۰۰ نفر از افراد مسیول در دولت و مجلس اصلاحات، جاسوس بودنشان مهرز شد.(بماند که ان رییس جمهور چگونه فضا را برای فرار انها حفظ کرد)
شاید تنها نقطه مثبت زندگی اقای روحانی ، حضورش در وقایع ۱۸ تیر و فرمانش برای ورود بسیج به ماجرا برای خاتمه دادن به ان جنجال پوچ بود( که این نقطه مثبت را هم در مناظره ۹۲، تقدیم اقای قالیباف کرد)
اما در ادامه این پول حرام کاری با جریان لیبرال کرد، که از سال ۸۴، مواضع اصولیش را کنار بگذارد و برای رسیدن به قدرت و برای ادامه دادن چپاولشان، با جریان اصلاحات یکی شوند .
اما از پارسال که رهبر صحبتی حول انقلابی بودن افراد با درجات مختلف داشت، می شود برخی ازین افراد را هنوز در بازی نگه داشت( اما شاید از ۱۰۰ نمره انقلابی بودن، الان یک هم ارفاق برایشان باشد)

حال سخن اصلی:
فرض می کنیم که این جریانات الان در کنار جریان اصولگرایی اصیل (که طبق ویکیپدیا رهبر رییس ان است) در انتخابات حضور دارند
فرض می کنیم که هیچ یک ازین افراد در گذشته معصوم نبودند
اما هم اکنون ۲ جریان با ۲ کفتمان داریم:
۱-جریانی که اولویتش ترویج انقلاب اسلامی و مبارزه با فقر است، اما شاید در مسایل فرهنگی ضعیف و ناقص باشد( مثلا گشت ارشاد راه بیاندازد که از نظر ما بسیار خوب است اما از نظر اقایان اصلاحاتی، نقص است).
کارهای این جریان شاید حتی برای من کارمند از لحاظ مالی ضرر هم داشته باشد، اما قیمتش عظمت ایران اسلامی است و مبارزه با فقر(شاید این میان اختلاس گرانی هم باشند، اما کل رقم دزدیشان، پول خرد یکی از اقایان لیبرال هم نیست، هرچند که ذره ای سیاهی هم به تن این سفیدی، بسیار بد است)
۲-جریانی که اولویتش کارهای فرهنگی است و ازادی هایه فرهنگی،یعنی مردم را سرگرم تمایلات نفسانی میکند و خود دولت هم در جریان اقتصادی سیستم لیبرالیش را دارد و صنعت را برای خودش و به ریاست خودش راه می اندازد و از قبل ان، برخی هم سرکار میروند.اما ذره ای نه ترویج انقلاب یا مبارزه با فقر را نمیخواهد.( اگر هم نگران ایران است، نگران دکانش است، فقط همین)
امیدوارم افراد در این انتخاب بین راه سخت مبارزه با نفس، یا راه اسان رسیدگی به ان( به قیمت چپاول فقیران)، راهی انتخاب کنند که ان دنیا بتوانند پاسخ دهند...

پ.ن: در اینده ای نه جندان دور از اقای روحانی به عنوان نقطه ننگینی در تاریخ هسته ای ایران یاد خواهد شد. کسی که ۲ بار پای میز مذاکره رفت و هر دوبار تمام این علم و صنعت را نابود کرد( به دلیل مصلحت اندیشی و سیاست ورزی خاصی که فقط ایشان و طرفدارانشان درک میکنند)
بار اول تمام ان را داد، بعدش دوستشان  اقای ژاک شیراک گفت با امریکا صحبت می کنم تا در مقابل یک هواپیما به شما بدهیم
بار دوم هم همش را داد تا ۲۰۰ تا هواپیما بگیرد و با برجام ، برای ۳ رییس جمهور بعد خودش و ۲ نسل اینده هم پیشاپیش تصمیم گرفت

برگرفته شده از yanon.blog.ir
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی