گلگشت

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت/کنار آب رکناباد و گلگشت مصلی را

گلگشت

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت/کنار آب رکناباد و گلگشت مصلی را

گلگشت

instagram:mahdikave
telegram:@golgasht1

آخرین نظرات
  • ۱۸ مرداد ۹۴، ۰۰:۰۱ - کـــــــــوثـــــــــــر
    تو ایران *
  • ۲۸ شهریور ۹۳، ۱۰:۴۲ - شکر ستان
    :)
پیوندها

تصمیم گرفتم کتاب هایی که خوانده ام و ممکن است به دلایلی به درد دوستانم بخورد را معرفی کنم. برای این کار هم در این وبلاگ و هم در پیج اینستاگرامی ketabekhanim این مهم رو پیگیری میکنم.

این پست همواره به روز خواهد شد.

  • محمدمهدی کاوه جبلی

"پورهون در ارتش اسکندر کبیر خدمت کرده بود ، و در لشگرکشی با او تا هند رفته بود. مشاهده شمار فراوان ممالک و مردم گوناگون ظاهرا تنوع و کثرت عقاید آدمیان را به او نشان داد. گویی برای هر باور مردم در گوشه ای از جهان باور مغایر در گوشه‌ای دیگر وجود دارد و دلیل هر دو طرف هم معمولا قوی است یا به نظر پورهون اینطور می آمد. تنها می‌توانیم بر طبق ظواهر امور حکم کنیم اما ظواهر به طرز وحشتناکی فریبنده است. بنابراین هرگز نباید تصور کنیم که یک تبیین درست و دیگری نادرست است بهترین کار آن است که نگرانی به خود راه ندهیم و همراه جریان برویم؛ به سخن دیگر با آداب و رسوم و مقتضیات موجود خود را وفق دهیم."

سرگذشت فلسفه (غرب) ،براین مگی ، نشر نی

  • محمدمهدی کاوه جبلی


در ادامه پست قبل ، برادر بزرگوار ، جناب نوریان زحمت کشیدند و دیالوگ را ادامه دادند. در پست اخیر ایشان ، مواردی را متوجه اینجانب کردند که لازم می دانم ، نه برای ایشان ، بلکه برای مخاطبان رسانه شخصی ایشان موضوع را کمی روشن تر کنم. از طرفی مانند پست قبل برخی ادعا ها را مطرح کرده اند ، که بنا به وظیفه ، نمیتوانم ساده از کنار آنها عبور کنم.

 

  • محمدمهدی کاوه جبلی

بسم الله

چند روز پیش متنی مختصر (به حسب جنس این شبکه) در اینستاگرام منتشر کردم و از دوستانم خواستم تا موافقت و یا نقد خودشون رو نسبت به نظر اینجانب بیان کنند.

در همین جا از تمام دوستانی که موافقت یا نقد خودشون رو اعلام کردند صمیمانه تشکر می کنم ، حتی از کسانی که نظری ندادند ولی پست و کامنت ها را مطالعه کردند هم صمیمانه تشکر میکنم.

دوستانی که صمیمانه ، برادرانه و خواهرانه در ضمن پست ، دایرکت و یا در تلگرام نقدهایی رو به نوشته این کمترین وارد کردند، جانانه به جان خریدم و بی غرض نیوش جان کردم ؛ و امروز چقدر از این همفکری و دیالوگ های بی پایان خوشحالم ...

از این قسم دیالوگ های مولد که مستدل و فارغ از فوروارد ها و ری سند های تلگرامی و اینستاگرامی هست ، به رسم این سال ها در دانشگاه ، خوابگاه دانشجویی ، محیط های کاری و خانوادگی و ... بشدت استقبال می کنم. کمترین نتیجه این گفتگو ها ، رفع سوء تفاهم ها و ظهور تفاوت هاست؛ که خود نقطه ی شروعی پر برکت است.

نظرات اغلب در اینستاگرام و فضای تلگرام بود، لذا دیالوگ ها در همین فضاها شکل گرفت. اما در پی نظر  برادر بزرگوارم ، جناب نوریان ، که در فضای بلاگ ایشان اتفاق افتاد ، تصمیم به ادامه این دیالوگ گرفتم. مخاطب نوشته هایی که در ادامه می آید، جناب نوریان نیستند ، چرا که دیالوگ ، بین ما به تفصیل اتفاق افتاده ؛ مخاطب این نوشته ها دوستانی هستند که مخاطب رسانه ایشان هستند .

 

  • محمدمهدی کاوه جبلی

فرض کنید فرزند شما اسکناسی روی زمین ببیند که بر آن مالکیتی ندارد.واکنش او چیست؟

آیا اسکناس را برمی دارد و به دنبال صاحب آن می گردد؟

آیا اسکناس را برمی دارد و به صندوق صدقات می اندازد؟

آیا ... 


احتمالا اسکناس را برمی دارد و با رفتن به بقالی شکلات می خرد؛چرا که قهرمان فیلم "چارلی و کارخانه ی شکلات سازی" با همین کار قهرمان فیلم شد.حال آنکه این کار خلاف آموزه های شرعی باشد که کودک فراگرفته است. اسم این قضیه را کاریکاتور فرهنگی میگذارم.قسمتی از فرهنگمان بر شیوه ای و قسمتی در راهی دیگر است.

ادامه ی پست را در ادامه ی مطلب بخوانید ...

  • محمدمهدی کاوه جبلی